تبليغاتX
2 Enter My Grave Click Here ČŎŘРŠĔ ĬŇ ßŁŌŎ

Corpse In Blood 

 

شنبه بیست و هفتم بهمن 1386
My life

My Life

 

نمی دونم از کجا شروع کنم یا اصلا چرا دارم این چرتو پرتا رو تحویل مردم میدم. ولی خیلی وقت بود این چیزا رو مینوشتم تا وقتی رفتم شاید یکی با خوندنشون بفهمه که امیر کی بود. چون هیچ وقت زیاد دوست نداشتم با کسی که نمی شناسم ارتباط برقرار کنم یا با کسی الکی حرف بزنم. زیاد از خونه بیرون نمیرم چون همه جا شده مثل توالت همه جا پر از آدمها یی که زندگیشون با دروغ پر شده و هر کاری می کنن تا به هدفشون برسن. فکر می کردم این دختره که باهاش دوست بودم دوستم داره ولی وقتی فهمیدم با یه پسر دیگه که اسمش محی بود داره به من خیانت میکنه فهمیدم تمام افکاره قدیمیم درست بوده. اولش تمام بدنم پر از تنفر شده بود مخصوصا اون شبی که شروع کرد به من ... شعر گفتن ولی بعدا فهمیدم ما با هم هیچ فرقی نداریم چون حدس میزدم همین طور که من از وجود اون بی خبر بودم اونم از وجود من بی خبر بوده.  یه دلیل که باعث شد این نوشته ها رو رو وبلاگ بزارم همین رفیقمون محی بود. چون دیدم اونم داره از زندگیش میگه شاید منم با این کار راحت تر بشم.

 دانشگاه برام زندون شده و اتاقم برام یه دوست. وقتی تو خیابون راه میرم حالت تحووووع پیدا میکنم از دس ملت. وقتی میبینم که یه پسره داره با یه دختری حرف میزنه چندشم میشه از پسر بودن چون میدونم پسره تو فکره که کی و کجا مراسم تیکو تیکو با سرکار خانوم راه بندازه و فقط به سکس فکر مینکه ولی تازگی با این شاهکاری که دوست دختر آقا محی  کرد از دختر ها هم چندشم میشه. دروغ گفتن و نابود کردن یک نفر واسه راحتی خودمون. هر کاری میکنم که شخضیتهای  که باید فراموششون کنم رو از یاد ببرم ولی نمیشه. چون هیچ چیزی جز اونا واسه فکر کردن ندارم. تنها دل خوشیم اینه که یه گروه کنسرت underground  بزاره و منم تخلیه روانی کنم خودم رو. سام رفیقم از من خراب تر واسه همین مشکلاتمو بهش نمیگم چون کاری از دستش بر نمیاد ولی دث متال تنها چیزی هست که همیشه و همه جا کمکم کرده و میکنه. دیگه تقریبا همه جا دارم بهش گوش مدم ولی بازم درد دارمو شبها با خونریزی از خواب می پرم و بعضی وقتها تو دانشگاه این مرض میاد سراقم. به کمتر کسی بیماریمو گفتم چون دوست ندارم مردم یه جوری نگاهم کنن انگار که از مریخ اومدم. واسه بیماریم امدم سفر ولی دوست دارم زود برگردم خونه چون همه جا یه جوره فقط درصد بی شعوری ملت کم و زیاده. شایید یه روز من مثل مردم پست و دروغگو شم شایید هم اونا مثل من شن.

 

 

اگه کلمه ای رو غلط نوشتم واسه اینه که تو عمرم دیکته بالا 12 نگرفتم

+ نوشته شده در 14:39 توسط امیر فیلث.